
طلوع می کند آن آفتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی
دوباره پلک دلم می پرد نشانه چیست ؟
شنیده ام که می آید کسی به مهمانی
ديدگاه ديگر اديان در مورد منجي چيست؟
پاسخ: با مطالعه در کتابهاي اديان ديگر به خوبي روشن ميشود که در همه آن، سخن مصلح و منجي در آخر الزمان مطرح شده است، و همه اديان پيروان خود را به آمدن او بشارت داده و گفتهاند: با آمدن او ظلم و تباهي از بين ميرود، مردم به سمت حقيقت و راستي هدايت شده و پذيرايي ميشوند. او حاکم خواهد شد و مردم را به دين واحد حقيقي ارشاد ميکند. عدالت و امنيت در جهان سايه ميآفکند.
البته هر کدام از اينها منجي را فردي از دين خود ميدانند، ولي نقطه مشترک اين است که او دعوت به حق و عمل به آن ميکند و مردم به دست او با حقيقت آشنا ميشوند. (ر.ک. ظهور حضرت مهدي(عج) از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، سيد اسدالله هاشمي شهيدي ـ اديان و مهدويت، محمد بهشتي، دادگستر جهان، ابراهيم اميني).
مديريت كانون خانه
كانون خانه، هسته مركزى جامعه و مقدسترين محيط براى رشد انسانها است. بدين روى كسانى كه با فراگيرى اصول صحيح انسانى و تربيتى از اين آموزشگاه فارغ التحصيل مىشوند، با پا نهادن در محيط اجتماع، مىتوانند سهم مهمى در اصلاح خود و جامعه بر گردن گيرند. در اين ميان نقش مديريت و سازندگى زن در رشد و تكامل اعضاى خانواده، تعيين كننده است و هر چه مديريت و تدبير او در حسن اداره شئون مختلف زندگى، قوىتر و مطلوبتر باشد، محيط خانواده لطيفتر و اعضاى آن در پيشبرد اهداف زندگى مشترك، هماهنگتر خواهند بود.
آيا انسان در آخرت به كمال مطلق مىرسد يا اينكه روند تكامل او متوقف خواهد شد؟
پاسخ: قبل از پاسخ گويى بايد روشن شود كه اولا، كامل مطلق كيست و منظور از رسيدن به كمال مطلق چيست و سرانجام به اين موضوع بپردازيم كه آيا روند تكامل در آخرت متوقف مىشود يا خير. گاهى مقصود از «كمال مطلق» وجود خداى متعال است، ولى چون وجود خداى متعال كمالى است ابدى، هميشگى و پايان ناپذير گاهى «كمال مطلق» به همين معناى عام در مورد آخرت هم به كار مىرود.
آيا «كمال» و «تمام» با يكديگر تفاوت دارند؟
پاسخ: تلقى كه معمولا از اين دو واژه مىشود اين است كه «كمال» فوق «تمام» است؛ مثلا بدن انسان مجموعهاى مركّب از چشم و گوش و دست و پاست، اگر انسانى يكى از اينها را نداشته باشد، ناقص است. انسانى كه همه اينها را به صورت سالم دارد «تمام» است، اما «كمال» فوق آن است؛ مثلا آدمى كه علاوه بر همه اينها علم، تقوا و... هم دارد. «كامل» است. «كامل» علاوه بر «تمام» بودن، يك چيزى ملايم با وجودش هم اضافه دارد، ولى به هرحال برگشت اين تفاوتها به لفظ و اعتبار است.
(پيش نيازهاى مديريت اسلامى ، نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی)
تفاوت مكتب «اپيكور» با «آريستيپ» در چيست؟
پاسخ: هردوى اين مكاتب در اصل «لذت گرايى» مشتركند، اما آنگونه كه نقل شده است «آريستيپ» لذت را به هر شكل و در هر جايى، مطلوب و ارزشمند مىداند و معتقد است كه درد و رنج به هيچ وجه قابل تحمل نيست، مگر در صورت اضطرار، اما «اپيكور» معتقد است كه بايد بين لذتها مقايسه كرد، لذتهاى محدود را فداى لذتهاى پايدار و رنجهاى محدود را براى رسيدن به لذتهاى طولانى تحمل كرد. از ديدگاه او تحمل رنجى كه لذت بيشترى به دنبال دارد معقول است، بر خلاف گفته هايى كه به «اريستيپ» نسبت داده شده است.
(پيش نيازهاى مديريت اسلامى ، نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی)
مقايسه ديدگاه ارزشى اسلام با سودگرايى و لذّت گرايى
به هر حال، سؤال اين است كه آيا ديدگاه اسلام به نظريه «سودگرايان» نزديك نيست؟ آيا تنها تفاوت بين دو ديدگاه، نظر اسلام در مورد سود ابدى و اخروى نيست؟ و بالاخره فرق اساسى كدام است؟ يكى از مباحثى كه در همين خصوص مطرح شده اين است كه: آيا گفتار قرآن در مورد لذت و رنج آخرت، واقعى است يا جنبه تشبيهى دارد؟ بسيارى از عارف مشربان اعتقاد دارند كه اينها بياناتى تمثيلى است.
هدف از كسب ارزشهاى اخلاقى در اسلام
يكى از شبهاتى كه در مورد هدف از كسب ارزشهاى اخلاقى ايجاد شده، اين است كه: هدف اسلام از تشويق انسان به كسب ارزشهاى اخلاقى، رساندن او به لذّات اخروى و بهشت جاودان است. گروهى با استناد به آياتى كه مردم را به كار خوب دعوت مىكنند و پاداش آنها را بهشت و رسيدن به حور و قصور، نسيم دلپذير، آب روان، همنشين زيبا، ميوه خوش مزه، گوشت مرغ بريان و ... مىداند، چنين گفتهاند كه: مقصود از كسب ارزشهاى اخلاقى، رسيدن به «لذّت» است و برعكس، ارتكاب جرم و گناه، جهنم، آب داغ، غذاى متعفن، همنشينى بد و ... را در پى دارد، پس مقصود از ترك گناه هم، دورى از آتش جهنم است.
ارتباط اطاعت با قرب
به هر حال، موضوعى كه هم اكنون به آن مىپردازيم، اين است كه چرا اطاعت كردن خدا در امور دينى و زندگى، ارزش اخلاقى ايجاد مىكند و به تعبير ديگر، موجب قرب به خدا مىشود؟
برداشت عاميانه از ارتباط اطاعت با قرب خدا
در عرف عام نزديك شدن به خدا به وسيله اطاعت كردن را همانند نزديك شدن بنده به ارباب در امور مادى مىپندارند. اگر بندهاى فرمان ارباب را كاملا بشنود و اطاعت كند و ارباب يا رئيس از او خوشش بيايد او را دوست بدارد و از او راضى شود، در اين صورت مىگويند كارمند به رئيس نزديك شده است؛ يعنى رضايتى كه قبلا در رئيس نبوده است با اطاعت كردن مستخدم از او حاصل شده است، چيزى را كه نداشته، با اطاعت كردن كارمند كسب كرده است؛ لذا چنين مىپندارند كه با اطاعت از فرامين الهى در خداى متعال رضايتى ايجاد كرده اند. اين تصور عاميانه در مورد خداى متعال كاملا نادرست است. خدا اجلّ از آن است كه رفتار بندگان، حالتى را كه در او وجود نداشته، ايجاد كند.
تفسيرى ديگر از «قرب»، نزديكى به كمال مطلق با كسب هر كمال!
يكى از ديدگاه ها در مورد قرب خدا اين است كه: چون خداى متعال كمال مطلق و بى نهايت است، انسان با كسب هرگونه كمالى به كمال مطلق نزديك مىشود؛ يعنى كسب هر كمالى فاصله او را با خدا كمتر مىكند اگرچه هيچ وقت به او نمىرسد. بنابراين، اگر كسى قدرت، علم، جمال و ... كسب كند، از هر نوع كه باشد، خود را به خدا نزديكتر كرده است.
مقصود از تكامل روح
تكامل پيدا كردن روح، همانند شعاع نورى است كه از درون خود بزرگتر مىشود و سطح و فضاى بيشترى را اشغال مىكند، هر چه بزرگ تر، كامل تر، و درخشندهتر شود، حقيقت خود را بهتر مىيابد.
تكامل روح، رهايى از تيرگى و اكتساب شفافيت است. شما اگر به جسم بسيار شفافى بنگريد، گاهى در وجود آن شك مىكنيد؛ يعنى اين جسم به حدى از شفافيت رسيده است كه فقط ماوراى خود را نمايش مىدهد و خود آن، چيزى به حساب نمىآيد، بلكه فقط جنبه جلوه گرى و نمايش دهى دارد. خودآگاهى در انسان، گاهى به حدى مىرسد كه خود را عين الربط مىيابد، از خود وجودى ندارد و براى خود، جداى از آن منبع، وجودى قائل نيست، هر چه هست از او دارد و با اراده اوست و با نيروى او حركت، درك و زندگى مىكند.
تبيين سه معنا از قرب الهى
مفهوم «قرب» را با سه معنا مىتوان تبيين كرد كه: اولين آنها معناى اعتبارى و استعارى و دومى معناى فلسفى و آخرين آنها معناى مورد نظر است.
معناى اعتبارى قرب
در عرف ما رايج است كه مىگويند؛ فلانى با فلان رئيس، رابطه نزديكى دارد يا فلان شخص از نزديكان فلان مسؤول است، مقصود از اين نزديكى چيست؟ آيا مقصود اين است كه پهلوى او مىنشيند، مكان زندگى او با رئيس نزديك است يا مقصود چيز ديگرى است؟
تجريد مفاهيم مادى و استعمال آنها در مجردات
واژه «قرب» به معناى نزديكى است. كاربرد ابتدايى آن در مورد محسوسات است، اما بعد از تجريد معناى مادى، مىتوان آن را در معنويات و مجردات هم به كار گرفت. تقريباً تمامى مفاهيمى را كه ما در معنويات يا موجودات ماوراءطبيعى به كار مىبريم، از زندگى مادى و محسوس دريافت كردهايم كه بعد از تجريد و حذف قيود مادى، آنها را در مورد مجردات به كار مىبريم.
فتنههاي آخرالزمان
حضرت علي(ع)، ضمن چند روايت گونههاي متعددي از فتنههاي آخرالزماني را بيان نموده اند و همانطور که خواهيم ديد، چهارمين يا پنجمين آنان را بدترين آنها خواندهاند:
چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولي خونريزي مباح ميشود؛ در دومي خونريزي و غارت اموال؛ در سومي خونريزي، غارت اموال و تجاوز به نواميس؛ چهارمي که حتي اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشي دچار آن فتنه خواهي شد.
موانع فراروي بررسي تعامل مهدويّت و دنياطلبي
پيشدرآمد
با بررسي آيات قرآن، درمييابيم هميشه فراروي تمام پيامبران و مصلحان، موانعي جدي بوده است. قرآن، چون آينهاي براي خردورزان و اهل بصيرت، به خوبي نمايانگر رفتارها و واکنشهاي اصناف مختلف مخالفان در رويارويي با پيامبران و مصلحان است.
صدها آيه، بيانگر معرفي مخالفان، تبيين ريشهها، مخالفتها، انکارها و عداوتها، روشها و شيوههاي مخالفان، عملکرد مصلحان، هدايتهاي الهي و بالأخره عاقبت و نهايت، پيروزي مصلحان و مؤمنان ميباشد.روايات فراوان نيز به مثابه مفسر و مبين، پرده از رازها و اسرار اين امور برميدارد.
فلسفه آزمايشها
و درود خدا بر او، فرمود: فردى از شما نگويد: خدايا از فتنه به تو پناه مىبرم، زيرا کسى نيست که در فتنهاى نباشد، لکن آن که مىخواهد به خدا پناه برد، از آزمايشهاى گمراه کننده پناه ببرد، همانا خداى سبحان مىفرمايد: «بدانيد که اموال و فرزندان شما فتنه شمايند» معنى اين آيه آن است که خدا انسانها را با اموال و فرزندانشان مىآزمايد، تا آن کس که از روزى خود ناخشنود، و آن که خرسند است، شناخته شوند، گر چه خداوند به احوالاتشان از خودشان آگاهتر است، تا کردارى که استحقاق پاداش يا کيفر دارد آشکار نمايد، چه آن که بعضى مردم فرزند پسر را دوست دارند و فرزند دختر را نمىپسندند، و بعضى ديگر فراوانى اموال را دوست دارند و از کاهش سرمايه نگرانند.
(حکمت ۹۳ نهج البلاغه)
- جنبههاى مبارزات انبيا
- تقسيم رفتارهاى صعودى
- آيا از نظر اسلام ارزشهاى اخلاقى نسبىاند يا مطلق؟
- ويژگى هاى نظام ارزشى اسلام
- ارزش اخلاقى
- كاربرد «ارزش» در مسايل اقتصادى
- اختصاص مقام عصمت، چرا؟
- اختلافات فردى و عدالت الهى
- تقسيم انسانها از جهت غلبه عوامل خير يا شر
- تفاوت انسانها در آفرينش و پاسخ به يك شبهه
- مقصود از خير يا شر بودن سرشت انسان چيست؟
- آسيبشناسي دوره آخرالزمان
- نهي از تعيين وقت براي ظهور
- شرايط استجابت دعا چیست ؟
- چگونه مىتوان علاقه زن و شوهر را ايجاد كرد يا افزايش داد؟
- گرايشهاى متزاحم انسان
- كاربرد خير و شر
- رفتار انسان، علت كمال يا نقص او
- خير و شر در فلسفه اسلامى
- فطرت و تمايل آدمى به خير و شر و توضيح اين دو مفهوم
- سه اصطلاح در فطرت
- پرستش، نيازى فطرى
- فطرت از ديدگاه دكارت
- موارد استعمال «فطرت» در منابع دينى
- كدامين بخش دين فطرى است؟
- ويژگيهاى «فطرت» در قرآن
- فطرت در لغت، قرآن و اصطلاح
- فطرت در فلسفه اسلامى
- آيا مىتوان توسط روح از گذشته و آينده خبر داد؟
- اگر روح، مجرد است چه معنا دارد كه تغيير و تكامل پيدا كند؟ مگر تغيير و تكامل مخصوص ماديات نيست؟
- آيا كارها در دنيا به وسيله روح انجام مىگيرد يا جسم و يا هر دو؟
- نسبت دادن افعال به خدا
- ويژگيهاى عمده روح
- خواص موجود مجرّد
- آيا فرد خوابيده، اول صدا را مىشنود و بعد بيدار مىشود يا بر عكس؟
- درک ضرورت ظهور امام زمان(عج)
- نقش تربيتى ازدواج
- شبهه «برحق بودن همه اديان»
- ارتباط روح و بدن در قرآن
- اگر «روح» موجودى شريف و الهى است، چرا اين روح شريف اگر در قالب انسان گنهكارى قرار گيرد به جهنم مىرود؟
- محتواى اصلى برهان ابن سينا در مورد هواى طلق چيست؟
- اگر لازمه بقا و حيات انسانى حب ذات است، چگونه كسانى مىتوانند خود را از حب ذات برهانند و به مقام خلافت الهى برسند؟
- آيا تفاوت اصلى دو ديدگاه مادى و الهى در اعتقاد داشتن يا نداشتن به «روح» خلاصه مىشود؟
- تفاوت بين «روح» و «نفس» در قرآن چيست؟
- شرافت و جايگاه انسان در جهان هستى
- آيات قرآن، دليلى ديگر بر اثبات روح
- نمونهاى از احضار روح
- اثبات وجود روح
- آيا يك فرد مى تواند سرنوشت بشريت را تغيير دهد؟
- زینت(آرایش و پیرایش)
- ميزان اهميت اختلافات در هستى شناسى
- ارتباط هستىشناسى و معرفتشناسى با شناخت روح انسان
- اختلاف در شناخت ماهيت انسان
- آيا ارزشهاى اخلاقى كه در اقتصاد و مديريت مطرح مىشود، صرفاً جنبه ذهنى و ايدآلى ندارد؟
- اسلام و ارزشهاى برتر در مديريت اقتصادى
- دانشمند دينى و تحقيق عميق در علوم اسلامى
- انسانشناسى و فلسفه اخلاق
- راه ترويج ارزشهاى اخلاقى
- ارتباط انسانشناسى با مديريت
- انسان شناسى، مقدمه مديريت و ساير علوم انسانى
- معرفي قيصر
- ياران امام زمان چه کساني هستند ؟
- اقلّى يا اكثرى بودن دين
- ارزيابى رابطه دين و سياست
- چگونه ميتوان استخاره كرد و شرايط آن چيست؟
- روش صحيح حفظ قرآن چيست؟
- چرا خداوند تورات و انجيل را همانند قرآن از تحريف حفظ نكرد؟
- آيا قرآن را ميتوان براساس پيشرفتهاي علوم روز تفسير كرد؟
- آيا تفسير نمادين از قرآن صحيح است؟
- آيا برداشتهاي فردي از قرآن صحيح است؟
- اولين و آخرين سوره و آياتي كه از قرآن نازل شده كدام است؟
- چطور ميتوان حقّانيت و صحّت تمام مطالب قرآن را ثابت كرد؟
- چرا نگاه به قرآن عبادت است ولي لفظ فارسي چنين مزيتي را ندارد؟
- عالم با عمل
- محبّت به اهل بيت تنها وسيله سعادت
- هشت طلب كار
- مناجات خواجه عبدالله انصارى
- مرد عابد و مكر شيطان
- داستان يك كرامت
- وحى قرآنى، سالم از هر تغيير و تحريف










